محمد مفيد مستوفى بافقى
32
جامع مفيدى ( فارسى )
و چون بسر « بند امير » رسيد رفيقان هريك از استحكام آن بند سخنى و دليلى ميگفتند . آنجناب از مقدمهء بنا نهادن و از ولايت امير مشكلگشا كه در آن بند بظهور رسيده بود خبر داده فرمود كه درويشان در زمان بستن بند خشتى بدست بنا دادهاند . و بعد از طى مراحل چون بحوالى شيراز رسيد سادات عالىدرجات و علماى ذوى الاحترام و ساير خواص و عوام استقبال نموده حضرت سيد شريف نيز طريقهء استقبال بجاى آورده در وقت ملاقات سيد با حضرت شاه باران رحمت يزدانى ريزان بود . در حين معانقه سيد شريف فرمود نعمت اللّه در بر و رحمت اللّه بر سر . وقتى كه به تنگ اللّه اكبر رسيدند جناب ولايت قباب فرمود ، شعر : نعمت اللّه رهبر و شيرازيان [ 26 ب ] همراه او * عارفانه بر سر اللّه اكبر ميرود پس از نزول چون روز جمعه در رسيد در مسجد جامع به جهت اداى نماز جمعه جمعى عظيم دست داده ، حافظ رازى كه صدر سلطان اسكندر والى شيراز و شاگرد سيد شريف بود فرمود تا سجادهء سيد شريف در دست راست حاكم كه امامت نماز ميكرد و سجادهء حضرت كرامت منزلت را بجانب چپ انداختند . خلايق بارادهء دستبوس و پاىبوس آنجناب متوجه استقبال شده هجوم مردمان به حدى رسيد كه نزديك بود كه سيد شريف در زير دست و پاى خلايق هلاك گردد . نظر سلطان اولياء بر سيد شريف افتاد . خود متوجه گشته و دست سيد را گرفته از ميان خلايق بيرون آورد . چون به مكان سجاده رسيدند سيد شريف سجادهء خود برچيده در عقب سجادهء آنجناب انداخته فرمود اگر نعمت اللّه دست شريف نميگرفت شريف در زير قدمهاى خلايق هلاك گرديده بود . راوى تذكره مرقوم نموده كه قريب سى هزار كس از خواص و عوام در شيراز [ 27 الف ] دست بيعت بدست آنجناب دادند . در آن ايام درويش فخر الدين نامى كه در سلسلهء نقشبندى داخل بود و دست ارادت بدامن خواجه عبد اللّه امامى اصفهانى - كه رخصت ارشاد از سلسلهء نقشبندى داشت - زده بود سالها شده بود كه مشكلى